سيد حسن مير جهانى طباطبائى
21
جنة العاصمة ( فارسي )
يعنى : فرمود امام صادق عليه السّلام : فرمود خداى تبارك و تعالى : اى محمّد ! من آفريدم تو را از نورى يعنى روحى بدون اينكه بدنى داشته باشد ، پيش از اينكه بيافرينم آسمانها و زمين خود را و عرش و درياى خود را ، پس در آن حال هميشه لا إله إلّا اللّه مىگفتى و مرا تمجيد مىكردى ، پس روح هر دو شما را با هم جمع كردم و يكى قرار دادم ، و مرا تمجيد و تقديس مىكردى و تهليل مىگفتى ، پس آن روح را دو قسمت كردم ، و آن دو قسمت هر كدام را نيز دو قسمت كردم چهار قسمت شدند ؛ يكى از آن چهار را محمّد ، و يكى را على ، و دو قسمت ديگر حسن و حسين گرديدند . پس خلق فرمود خدا فاطمه را از نورى كه آن را روح بدون بدن ابتداء به خلق آن كرد ، پس آن را بدست رحمت خود مسح فرمود ، و او را به ما متّصل كرد يا در ما جاى داد . در پيرامون معناى حديث اين حديث شريف را علّامهء مجلسى اعلى اللّه مقامه در باب مولد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در بحار الأنوار « 3 » نقل فرموده ، و در كتاب شرح اصول كافى در كتاب مرآت العقول ، در ضمن ايضاحى شرح داده ، و فرموده است آنچه را كه مفاد آن اين است كه : مراد از قول او « بلا بدن » يعنى روحى كه اصلا بدن نداشته ، يا آنكه بدن عنصرى نداشته ، بلكه داراى بدن مثالى بوده ؛ زيرا كه ظاهر اين است كه روح جسمى است لطيف ، و آن غير از بدن است ، چنان كه مشهور است . و محتمل است كه مراد از خلق در حديث خلق تقدير باشد ، يعنى بحسب زمان موهوم .
--> ( 3 ) علّامهء مجلسى ، بحار الأنوار ج 15 ص 18 - 19 ح 28 .